شهيد ابوالقاسم ايزدي در تاريخ 14/3/44 در خانواده اي مذهبي و مستضعف به دنيا آمد. دوران كودكي را در كنار پدر و مادرش سپري كرد و سپس به مدرسه رفت، تحصيلات خود را تا دوم راهنمايي ادامه داد و ترك تحصيل كرد. بعد از مدتي به عضويت بسيج سپاه خرامه در آمد، چند سال قبل از شهادتش ازدواج كرد و صاحب دو پسر شد. پس از مدتي حضور در بسيج و جبهه هاي جنگ به عنوان پاسدار افتخاري در سپاه خرامه به خدمت مشغول شد پس از ماهها خدمت صادقانه به عضويت كادر رسمي سپاه در آمد و نزديك به 40 ماه در جبهه هاي جنوب و غرب شركت كرد و همچون يك سرباز فداكار دين خود را به انقلاب و كشورش ادا كرد كه در اين مراحل حضور چندين بار هم مجروح شد. شهيد در سپاه خرامه مسئوليت واحد تبليغاتي را بر عهده گرفت و مدتي نيز مسئول تبليغات گروه توپخانه 56 يونس سروستان بود. هنگامي كه از طرف سپاه خرامه به جبهه جنوب اعزام شد به عنوان فرمانده دسته در عمليات بيت المقدس 7 به مبارزه پرداخت، بعد از آن از طرف فرمانده عملياتي گردان امام سجاد(ع) لشكر19 فجر به عنوان مسئول تبليغات گردان انتخاب شد او با آنكه مسئول تبليغات بود همگام با ديگر سربازان و بسيجيان نگهباني مي داد. شهيد از هنگام ورودش تا شهادتش، اكثرا در جبهه بود تا اينكه در ساعت 2:30 در تاريخ 4/4/67 بر اثر بمباران شيميايي در منطقه عملياتي جزيره مجنون به همراه تعدادي از يارانش به شهادت رسيد، در حالي كه ماسك ضد شيميايي خود را به همرزمانش اهدا كرده بود. پيكر مطهرش سالها مفقود بود تا اينكه در تاريخ 9/11/74 شناسايي و در كنار ديگر شهداي همشهري اش در خرامه به خاك سپرده شد.

روحش شاد و یادش گرامي باد

شهيد بسيار متين و خوش اخلاق بود، هميشه الگو و سرمشق خانواده و اقوام و دوستان بود، در برخورد با ديگران بسيار مهربان بود، قبل از ديگران سلام و احوال پرسي مي كرد، حتي به كوچكترها هم سلام 
مي كرد و به آنها احترام مي گذاشت، هيچ موقع ترشرويي نمي كرد به صله رحم اهميت مي داد، از معاشرت با ديگران بسيار خشنود مي شد. مذهبي و پايبند و مقيد به اصول و فروع دين بود، هيشه نسبت به انجام فرائض ديني حساس بود در تمام مراسم  مذهبي خصوصا ايام محرم و صفر و در نماز جمعه و جماعت شركت فعال داشت. در برگزاري جلسات قرآن و دعاي كميل و توسل و... پيش قدم بود.